تنگتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگتاب . [ ت َ ] (ص مرکب ) معدوم الطاقة. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ناتوان . (آنندراج ). کم حوصله و بسیار تند و سست و ناتوان . (ناظم الاطباء) : سپاهی عزب پیشه ٔ تنگتاب چو دیدند روی چنان بی نقاب . نظامی (از آنندراج ).