تنیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ دَ) (مص م.) ۱- بافتن. ۲- تار بافتن عنکبوت یا کرم ابریشم.مترادفها و واژههای مرتبطتار بافتنبافتن، تابیدنواژه قبلی: تنیواژه بعدی: تنیده