تنیسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنیسی . [ ت ِن ْ نی ] (اِخ ) یحیی بن حسان بن حسان التنیسی البصری، مکنی به ابوزکریا. متوفی به سال ٢٠٨ هَ . ق . در مصر. ابوسعید گوید او را تصنیف هایی است ولی از آن تصنیفها نامی نبرده است . (از اسماء المؤلفین ج ٢ ص ٥١٤). رجوع به معجم البلدان شود.
تنیسی . [ ت ِن ْ نی ] (اِخ ) محمدبن علی بن الحسین بن احمد، مکنی به ابوبکر و معروف به نقاش . وی بدمشق از محمدبن حریم ومحمدبن عتاب زفتی و گروهی دیگر حدیث شنید و دارقطنی و جز او از وی روایت کنند. در رمضان ٢٧٢ هَ . ق . متولد شد و در شعبان ٣٦٩ درگذشت . (از معجم البلدان ).