ته دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ته دار. [ ت َه ْ ] (اِ مرکب ) نامی است که در رودبار به درخت داغداغان دهند. رجوع به داغداغان شود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
ته دار. [ ت َه ْ ] (نف مرکب ) پایه دار، مانند جام و جز آن . ◄ کم عمق . (ناظم الاطباء). رجوع به ته و ترکیبهای آن شود.
تهدار. [ ت َ ] (ع مص ) جوشیدن شراب . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ هدرالحمام هدراً و هدیراً و تهداراً؛ بانگ کردن کبوتر. (منتهی الارب ). رجوع به هدر شود.