ته دیگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) (اِمر.) ورقهای از برنج، سیب - زمینی یا نان که در ته دیگ چسبیده و برشته شده باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) (اِمر.) ورقهای از برنج، سیب - زمینی یا نان که در ته دیگ چسبیده و برشته شده باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ته دیگ . [ ت َه ْ ] (اِ مرکب ) ته گیره . چیزی که از طعام برشته، ته دیگ چسبیده باشد. (آنندراج ): ته دیگی ؛ جزء برشته ای ازغذا که به دیگ می چسبد. (ناظم الاطباء). قسمتی از پلویا چلو که در ته دیگ رنگ سرخ گیرد و برنجها بهم پیوسته میگردد. قسمت زیرین پلو و چلو که سرخ و سخت شده باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ته شود. ♦ ته دیگ تراشیدن ؛ بد نواختن ذات اوتاری . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی