تهاون نمودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهاون نمودن . [ ت َ وُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) تهاون کردن : از روی منافست و حسد، تهاون نمود و رک بازگرفتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٦٩). رجوع به تهاون و تهاون کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهاون نمودن . [ ت َ وُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) تهاون کردن : از روی منافست و حسد، تهاون نمود و رک بازگرفتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٦٩). رجوع به تهاون و تهاون کردن شود.