تهدید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهدید. [ ت َ ] (ع مص ) بیم کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). تهدد. (اقرب الموارد). وعید کردن . (زوزنی ). ترسانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ). نیک ترسانیدن . (آنندراج ). بیم کردن . بیم دادن . ترسانیدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ در پی یکدیگر گذاشتن گوسپندان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) تخویف و ترهیب و ترس دادگی و ترسانیدن . (ناظم الاطباء). با لفظ کردن و دادن و شنیدن مستعمل . (آنندراج ) : که من قیصری را به فرمان شوم بترسم ز تهدید و پیچان شوم . فردوسی . چنین گفت رستم به پولادوند که تاچند این بیم و تهدید و بند. فردوسی . بهر تهدید سگدلان نفاق شیر چرخش بر آستان بستند. خاقانی . ناله ٔ سرنا و تهدید دهل چیزکی ماند بدان ناقور کل . مولوی . به تهدید اگر برکشد تیغ حکم بمانند کروبیان صم و بکم . سعدی (بوستان ). نوآموز را ذکر و تحسین و زه ز توبیخ و تهدید استاد به . سعدی (بوستان ). رجوع به ترکیبهای این کلمه شود.