تهزج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهزج . [ ت َ هََ زْ زُ ] (ع مص ) سراییدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تدارک و تتابع صوت . (از اقرب الموارد). ◄ بانگ کردن کمان وقت زه کشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بانگ کردن رعد. (از اقرب الموارد).