تهطل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهطل . [ ت َ هََ طْ طُ ] (ع مص ) هطل . (اقرب الموارد). ◄ شفا یافتن از بیماری . (ناظم الاطباء). رجوع به تهطلؤ و هطل شود. ◄ حیله و فریب کردن دزد. (ناظم الاطباء). رجوع به تهطلس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهطل . [ ت َ هََ طْ طُ ] (ع مص ) هطل . (اقرب الموارد). ◄ شفا یافتن از بیماری . (ناظم الاطباء). رجوع به تهطلؤ و هطل شود. ◄ حیله و فریب کردن دزد. (ناظم الاطباء). رجوع به تهطلس شود.