تهمع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهمع. [ ت َ هََ م ْ م ُ ] (ع مص ) تباکی کردن . (ناظم الاطباء). تباکی . (اقرب الموارد). گریستن . ◄ جاری شدن آب و اشک . (از ذیل اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهمع. [ ت َ هََ م ْ م ُ ] (ع مص ) تباکی کردن . (ناظم الاطباء). تباکی . (اقرب الموارد). گریستن . ◄ جاری شدن آب و اشک . (از ذیل اقرب الموارد).