تو در تو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (ق مر.)<BR>۱- لا به لا، داخل هم.<BR>۲- پی در پی، دنبال یکدیگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (ق مر.) ۱- لا به لا، داخل هم. ۲- پی در پی، دنبال یکدیگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تودرتو. [ دَ ] (ص مرکب ) توئی درون توئی .با توهای بسیار: جامه ٔ تودرتو؛ تابرتا. لابرلا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ که بیکدیگر در وراه دارد: اطاقهای تودرتو؛ که بیکدیگر در دارند. که هر یک را به دیگر راه و در است . (یادداشت ایضاً). ♦ تودرتو کردن ؛ به قصد فریب، مخلوط و درهم کردن چنانکه حسابی را: تودرتو کردن حسابی ؛ به قصد نفع نامشروع حسابها را درهم و پیچیده کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تو شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی