توار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توار. [ ت َ ] (اِ) ریسمانی که بدان، بار بر چاروا بندند. (ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری ج ١ ص ٢٨٨ شود.
توار. (اِخ ) مرکز بلوکی در ناحیه ٔ برسویر در ایالت دوسِوْر فرانسه است که ١٠٦٠٠ تن سکنه دارد و قصری از قرن هفدهم در آنجا باقی مانده و دارای بازار فروش غلات و محصولات کشاورزی است . (از لاروس ).