تواصل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ صُ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) به یکدیگر رسیدن، به هم پیوستن.<BR>۲- (اِمص.) به هم پیوستگی. ج. تواصلات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ صُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) به یکدیگر رسیدن، به هم پیوستن. ۲- (اِمص.) به هم پیوستگی. ج. تواصلات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تواصل . [ ت َ ص ُ ] (ع مص ) با یکدیگر پیوستن . (زوزنی ). پیوستگی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ضد تصارم . (اقرب الموارد). ضد تقاطع. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).