توالت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توالت . [ ل ِ ] (فرانسوی، اِ) بزک . چاسان فاسان . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). این کلمه چندی است که در زبان فارسی متداول شده و با کردن صرف شود. و رجوع به بزک و آرایش شود. ♦ اسباب توالت ؛ وسائل آرایش . وسایل بزک از قبیل : پودر، ماتیک، سرخاب، سفیداب، ریمل، مداد ابرو، کرم و جز اینها. ♦ جعبه ٔ توالت ؛ جعبه ای که وسائل و لوازم آرایش و بزک را در آن می گذارند. ♦ میز توالت ؛ میزی به نسبت کوچک و ظریف با آیینه ای متناسب و محفظه های مخصوص برای قرار دادن اسباب و وسائل بزک و آرایش . ◄ مبال . مبرز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). محل رفع نیاز.آبریزگاه . مستراح . جایی که در آن قضای حاجت کنند.