توانا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) (ص فا.) ۱- نیرومند. ۲- قادر.مترادفها و واژههای مرتبطپرقدرت، توانمند، زورمند، قادر، قدرتمند، قوی، نیرومندباقدرت، متنفذ، مقتدر ≠ ناتوانواژه قبلی: توان بخشیواژه بعدی: توانایی