توانستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ نِ تَ) [ په. ] (مص ل.) توانایی داشتن، قادر بودن.مترادفها و واژههای مرتبطازعهده برآمدن، توانایی داشتن، درتوان داشتن، قدرت داشتن، یارستنواژه قبلی: تواناییواژه بعدی: توانچه