توب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توب . [ ت َ ] (ع مص ) بازگشتن از گناه . (زوزنی ). از گناه بازگشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). توبه . متاب . تتوبة. بازگشت از گناه . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ توفیق توبه دادن خدای کسی را: تاب اﷲ علیه ؛توفیق توبه داد خدای او را یا آسان گردانید دشواری وی را یا باز مهربان شد بر وی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برگشتن حق تعالی از قهر و عذاب . (آنندراج ).
توب . (اِ) دیده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ توپ . رجوع به توپ شود. ◄ تاب و پیچ وچین . ◄ ریسمان . ◄ کثرت و افزونی . ◄ طاقت و قدرت . (از ناظم الاطباء).