توبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.)<BR>۱- شلوار.<BR>۲- تُنِکِه، شلوار کوتاه که کشتی گیران هنگام کشتی پوشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- شلوار. ۲- تُنِکِه، شلوار کوتاه که کشتی گیران هنگام کشتی پوشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توبان . (اِ) شلواری بود تنگ، کشتی گیران دارند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٣٦٧). تنبان چرمی که کشتی گیران پوشند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). شلواری است از پوست که کشتی گیران پوشند. (اوبهی ).شلواری تنگ که کشتی گیران دارند و به تازی تبان گویند. (صحاح الفرس ). ◄ تنبان . (شرفنامه ٔ منیری ). شلوار. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : یارم خبر آورد که یکی توبان کرده ست مر خفتن شب را ز دبیقی نکو و پاک . منجیک (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٣٦٧).