توبه کرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توبه کرده . [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) تائب . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بازگشته از گناه . پشیمان شده از گناه و عهدبسته که بدان روی نیاورد. نادم : خواهی تا توبه کرده رطل بگیرد زخمه ٔ غوش ترا به فندق برگیر. عماره (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به توبه کردن و دیگرترکیبهای آن شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
نادم، تائب، توبهکار، پشیمان، متأسف، متنبه، هشیارشده، عذرخواهیکننده، دلجویی کننده