توجبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توجبه . [ ج َ ب َ / ب ِ / ج ِ ب َ /ب ِ ] (اِ) سیلاب را گویند. (برهان ) (آنندراج ). سیل . (صحاح الفرس ). این کلمه را صاحب منتهی الارب با تاء مثناة فوقانی بیش از صد موضع می آورد و هیچ جا نوجبه بانون نیاورده است . رشیدی می گوید با تاء غلط است و بانون صحیح است و گوید بمعنی سیل نیز نیست، بمعنی چشمه است، چه صاحب مقاصداللغة در کلمه ٔ عِدّ عربی گوید:العِدّ؛ نوژبه و عِدّ به کسر عین و تشدید دال بمعنی آبی است که از چشمه تراود - انتهی . لیکن صاحب منتهی الارب همه جا توجبه با تاء آورده است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): غُدَر؛ آب که توجبه سپس گذارد. جوخ ؛ کندن توجبه کناره ٔ رود را. خضیعة؛ آواز توجبه . تجرّف ؛کاویدن توجبه زمین را. (منتهی الارب ). رجوع به معانی غشمرة، نخج، اعمیان، دافعة، تجرف السیل، قعیث، اکدر، جلخ، سیل دقاق، قرتاس، سیل قصر، عرندس، مدر، ثجیج، جیخ، جُبار و اخافة در منتهی الارب شود : خود ترا جوید همه خوبی و زیب همچنان چون توجبه جوید نشیب . رودکی . رجوع به نوجبه شود. ◄ بمعنی فرشته هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بمعنی فرشته، چون شاهدی ندارد جای شک باشد... (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).