توجه کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دقتکردن، باریک شدن در چیزی، اعتنا کردن (داشتن) بهکسی (چیزی)، درنظر گرفتن، لحاظ کردن، مواظب بودن، دیدن، شنیدن، نگاه کردن، مطالعه کردن بازگشت کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دقتکردن، باریک شدن در چیزی، اعتنا کردن (داشتن) بهکسی (چیزی)، درنظر گرفتن، لحاظ کردن، مواظب بودن، دیدن، شنیدن، نگاه کردن، مطالعه کردن بازگشت کردن