توجیه سخن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توجیه سخن . [ ت َ / تُو هَِ س ُ خ َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزد بلغا آنست که نسبت افعال و اقوال و حرکات و سکنات و جز آن بر هر ذاتی موافق کند یا بر حکم اصطلاح و استعمال یا بر حکم اعتیاد، چنانکه آدمی را گفتن و خوردن و آشامیدن و بلبل و طوطی را سخن و پریدن و سنگ را شکستن و افتادن و درخت را خاستن و قلم را نوشتن و رفتن . و آنچه مخالف این سیاق است و منافی این دقایق از آن اجتناب گزیند، مثاله شعر: در وغا دشمن ترا تیغت آنچنان زد لگد که سینه شکست . لگد زدن را بر تیغ اطلاق کردن سخت ناموجه است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ).