توجیه
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تُ) [ ع. ] (مص م.) ۱- کسی را به سوی دیگری فرستادن.۲ - نیک بیان کردن مطلبی. ۳- (عا.) سعی در موجه جلوه دادن کار یا حرف نابجا.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تُ) [ ع. ] (مص م.) ۱- کسی را به سوی دیگری فرستادن.۲ - نیک بیان کردن مطلبی. ۳- (عا.) سعی در موجه جلوه دادن کار یا حرف نابجا.