توحید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توحید. [ ت َ ] (ع مص ) یگانه گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یکی کردن . (دهار). در لغت، حکم به واحد بودن شی ٔ است . (از تعریفات جرجانی ). ◄ یکی گفتن .(تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). یکی دانستن و یکی گفتن خدای را و گرویدن به یگانگی او تعالی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یکی گفتن و یکی دانستن و یکی در دل اعتقاد کردن . (آنندراج ). یگانگی و اقرار به وحدانیت خدای تعالی جل شأنه . (ناظم الاطباء). به خدای یگانه ایمان داشتن . یگانه پرستی . یکتاپرستی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). علم به اینکه او [خدا] یکتاست . (از تعریفات جرجانی ) : ز جنی سخن گفت و از آدمی ز گفتار پیغمبر هاشمی ز توحید و قرآن و وعد و وعید ز تهدید و از رسمهای جدید. فردوسی . سخن هیچ بهتر ز توحید نیست به ناگفتن و گفتن، ایزد یکی است . فردوسی . وآنانکه مفسدان جهانند و مرتدان از ملت محمد و توحید کردگار. منوچهری . توحید تو تمام بدو گردد دانستی ار تو واحد یکتا را. ناصرخسرو. آنها که نشنوند سخن زین پیمبران نزدیک اهل حکمت و توحید کافرند. ناصرخسرو. از ثنای تو خرک بی خبر است همچنان چون ثنوی از توحید. سوزنی . فرمانْت حرز توحید، اندر میان جانها جان بر میان زمانه از بهر امتثالش . خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٢٣٠). علم تعطیل مشنوید از غیر سرّ توحید را خلل منهید. خاقانی . خلق تو اکسیر عدل، نطق تو تفسیر عقل مدح تو توحید محض، خصم تو مخصوص ذم . خاقانی . در توحید زن کآوازه داری چرا رسم مغان را تازه داری ؟ نظامی . ◄ در اصطلاح سالکان، تخلیص دل و تجرید او از آگاهی به غیر حق سبحانه و تعالی ... (آنندراج ) : طریق درویشان ذکر است و شکر و خدمت و طاعت وایثار و قناعت و توحید و توکل .... (گلستان ). امید و هراسش نباشد ز کس بر اینست بنیاد توحید و بس . سعدی (گلستان ). روی از خدا به هرچه کنی شرک خالص است توحید محض کز همه رو در خدا کنیم . سعدی . ◄ (اصطلاح فلسفه ) توحید در لغت یگانه کردن و به یگانگی وصف نمودن و علم توحید علمی است که بدان شناخته شود که غیر خدا وجود حقیقی نیست و اشیاء مظاهر اویند و علم به تفرید وجود محض است و به معنای یگانه دانستن پروردگار است و تنزیه خداست از حدثان و از شریک و بالاخره حکم کردن بر یگانگی خداست اندر ذات و صفات و افعال ... و توحید را اقسام و انواع و مراتبی است از این قرار: توحید اخص الخواص، توحید افعالی، توحید الهی، توحید حالی، توحید خاص، توحید خواص، توحید ذاتی، توحید شهودی، توحید صفاتی، توحید علمی، توحید عیانی، توحید عیانی کشفی . (از فرهنگ علوم عقلی ). ♦ اهل توحید، اصحاب عدل و توحید ؛ معتزله . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به خاندان نوبختی اقبال شود. ♦ کلمه ٔ توحید ؛ لااله الااﷲ است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به دیگر ترکیبهای این کلمه در جای خود شود.
توحید. [ ت َ ] (اِخ ) (سوره ٔ...) سوره ٔ اخلاص . سوره ٔ قل هو اﷲ احد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سوره ٔ یکصدودوازدهم از قرآن کریم و آن مکیه است با چهار آیت . رجوع به اخلاص شود.