واژه جو

تودماغی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تودماغی . [ دَ] (ص نسبی ) صدائی که بخشی از آن از بینی برآید. خیشومی . (فرهنگ فارسی معین ): با صدائی تودماغی گفت ...

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تودماغی | واژه جو