توده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ) (اِ.) ۱- هر چیز روی هم ریخته. ۲- انبوه خلق، جمعیت مردم.مترادفها و واژههای مرتبطانبوه، پشته، تلمبار، خرمن، کومهجمهور، خلق، عامه، عوام، مردمگروه، نجد ≠ فردواژه قبلی: تودرهواژه بعدی: توده شناسی