تودیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تودیر. [ ت َ ] (ع مص ) در مهلکه افکندن کسی را یا ورغلانیدن بر آنچه بدان در مهلکه افتد. ◄ پیک فرستادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ یک سو و دور کردن . یقال :وَدِّرْ وجهک عنی ؛ ای نحه و بعده ُ. (منتهی الارب ) (ازآنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ دفع نمودن بدی و فساد را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بیهوده و پریشان کردن مال را و اسراف نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گم-راه ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).