تور کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانبه دام انداختن، شکار کردن، صید کردن رام کردن (جنسمخالف)مترادفها و واژههای مرتبطبه دام انداختن، شکار کردن، صید کردنرام کردن (جنسمخالف)واژه قبلی: تورواژه بعدی: تورع