تورع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ وَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) پرهیز کردن، دوری جستن.مترادفها و واژههای مرتبطپارسایی، پرهیزگاری، پرواپیشگی، تقواپیشگی، تدین، تقوا، زهد، ورع ≠ ناپارساییپارسا بودنپرهیختن، پرهیز کردن، تقوا پیشه کردنواژه قبلی: توربینواژه بعدی: تورق