توریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توریدن . [ دَ ] (مص ) به معنی تولیدن باشد که رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن است . (برهان ). به معنی رمیدن و دور شدن بود و تولیدن نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). تولیدن و گریختن و رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن . (ناظم الاطباء). ◄ شرمنده شدن در حضور خصم . (برهان ). بسیار شرمنده شدن . (ناظم الاطباء). شرمنده شدن و شکسته شدن به حضور خصم . (آنندراج ). ◄ پرسیدن و تفحص کردن و جاسوسی کردن . (ناظم الاطباء).