توریض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توریض . [ ت َ ] (ع مص ) غائط رقیق و تنگ انداختن . ◄ به یکبار بیضه نهادن مرغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). توریض ماکیان ؛ یعنی زیر بال گرفتن ماکیان تخم را سپس برخاستن و بیضه نهادن به یکبار. ابومنصور گوید: که این تصحیف باشد و صحیح توریص است . (از اقرب الموارد). ◄ زمین و گیاه جستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). ◄ به شب نیت روزه کردن . منه الحدیث : لاصیام لمن لایورضه باللیل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).