توری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توری . (ص نسبی، اِ) منسوب به تور، نوعی پارچه . پارچه ٔ لطیف و متخلخل و مشبک که حاجب ماوراء نیست و از آن جامه و پرده و یراق جامه کنند. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا).
توری . (ص نسبی ) تورانی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ترکمان و ترک و مغول . (ناظم الاطباء). منسوب به تور (توران ) : به گیتی نداند کسی همنبرد ز رومی و توری و آزادمرد. فردوسی . بر اوی اندر آمد دودیده پر آب همان زین توری شدش جای خواب . فردوسی . یکی چتر توری برآمد ز دور گرفته ز هر سو سواران تور. فردوسی . بپوشید جاماسب توری قبای فرودآمد از کوه بی رهنمای . فردوسی .