توسط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توسط. [ ت َ وَس ْ س ُ] (ع مص ) میانجی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). میانجی گری کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عمل وساطت انجام دادن میان قوم . (از اقرب الموارد). واسطه کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ در میان چیزی شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). در میان قوم نشستن . ◄ چیزی میانه گرفتن به جید نه ردی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) نزد اهل تصوف دومین برزخ از برازخ انسانیه را نامند که در آن برزخ، بندهای بندگی آدمی بوسیله ٔ حقایق رحمانیه باز و گشوده گردد و این معنی در لفظ انسان نیز بیان شد. (کشاف اصطلاحات الفنون ). ◄ (اِ مص ) میانه روی و اعتدال . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ میانی و میانداری و میانجیگری و شفاعت و خونش و وسیله . (ناظم الاطباء). ♦ به توسط ؛ به وسیله . به جهت و به سبب . (ناظم الاطباء). ♦ توسط اقبال و ادبار ؛ در اصطلاح احکامیان، بودن کوکب است در بیوت مایل الوتد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).