توسل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ وَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) دست به دامان شدن.مترادفها و واژههای مرتبطآویزش، اعتصام، تشبث، تمسک، دستاویزدست به دامانشدن، متوسل شدن، دستاویز گرفتنواژه قبلی: توسعه طلبیواژه بعدی: توسم