توسن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تُ سَ)(ص.) ۱- وحشی، رام ناشونده. ۲- اسب سرکش و رام ناشدنی.مترادفها و واژههای مرتبطاسب، باره، سمند، فرسرامناشدنی، سرکش، وحشیواژه قبلی: توسمواژه بعدی: توسنی