توسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توسه . [ س ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه سورتیجی است که در بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری واقع است و ١٣٥ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). رجوع به مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ١٢٣ شود.
توسه . [ ] (اِ) سریر.رخش . قوس قزح . کمان رستم . کمر رستم . کمردون . طوق بهار. تیراژه . آفنداک . آژفنداک . سدکیس . قالیچه ٔ فاطمه .(یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به قوس قزح شود.
توسه . [ س َ / س ِ ] (اِ) توسکا. رجوع به توسکا و جنگل شناسی ساعی ج ٢ ص ١٧٢ شود.