توشه دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توشه دادن . [ ش َ / ش ِ دَ ] (مص مرکب ) تزوید. (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). مزادة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زاد و قوت دادن . آذوقه دادن : ماه به ماه می کند شاه فلک کدیوری عالم فاقه برده را توشه دهد توانگری . خاقانی . ز فیض دولت بیدار دیده میخواهم که صبح را دهم از گریه توشه ٔ شبگیر. خاقانی .