توش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- تاب، طاقت، نیرو. ۲- تن، بدن. ۳- خوراک، لوازم زندگی.واژه قبلی: توسیمواژه بعدی: توشقان ئیل