توفیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) ۱- فریاد کردن. ۲- خروشیدن.مترادفها و واژههای مرتبطغریدن، داد و فریاد کردن، غوغا کردنشورش کردن، شورش کردنجنبش کردن، نهضت به پا کردنواژه قبلی: توفیواژه بعدی: توفیر