واژه جو

تولکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تولکی . [ ل َ ] (ص نسبی ) کریزی . کریزکرده : باز تولکی ؛ باز کریزی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تولک و دیگر ترکیبهای آن شود.

تولکی . [ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ترگور است که در بخش سلوانای شهرستان ارومیّه واقع است و ١٤٦ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی تولکی | واژه جو