تولید کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانزاستنمترادفها و واژههای مرتبطپدیدآوردن، ایجاد کردنفرآوردنساختنواژه قبلی: تولید مثلواژه بعدی: تولیدگر