تولید کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
درست کردن، ساختن، تشکیل دادن آفریدن، پدید آوردن، خلق کردن، اختراع کردن، سرشتن، بهوجود آوردن، نوآوری کردن، هستی دادن، آوردن، بار آوردن، برانگیختن، انگیختن بنا کردن، عمارت ساختن، برپا داشتن، ایجاد کردن، بالا آوردن، پی افکندن آباد کردن، معمور کردن، دایر کردن، پر کردن، بهسامان کردن، منظم ساختن مرفه کردن بار آوردن، زراعت کردن، کشاورزی کردن، کاشتن تألیف کردن، سرودن، نوشتن زادوولد کردن، بستن، بهوجود آوردن، هستی بخشیدن ترکیب کردن کنارهم قرار دادن، متصل کردن قطعات، پیوستن تراشیدن سطح را برداشتن