واژه جو

تومار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تومار. (اِ) طومار. (دهار). طومار، که لوله ای است از سیم یا زر در آن تعویذ نهاده بر گردن بندند. کتاب و نامه و جریده و دفتر و فهرست و دفتر اعمال شخص در روز قیامت . (ناظم الاطباء). رجوع به طومار شود.

معنی تومار | واژه جو