تپنچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تپنچه . [ ت َ پ َ چ َ / چ ِ ] (اِ) مخفف طبانچه است که به عربی لطمه خوانند. (برهان ) (آنندراج ). تپانچه . (ناظم الاطباء) : ز گفتار هر دو پشیمان شدند تپنچه برخسارگان برزدند. فردوسی . رجوع به طپنچه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تپنچه . [ ت َ پ َ چ َ / چ ِ ] (اِ) مخفف طبانچه است که به عربی لطمه خوانند. (برهان ) (آنندراج ). تپانچه . (ناظم الاطباء) : ز گفتار هر دو پشیمان شدند تپنچه برخسارگان برزدند. فردوسی . رجوع به طپنچه شود.