تپه رش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تپه رش . [ ت َپ ْ پ َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرحمت آباد است که در بخش میاندوآب شهرستان مراغه و در سی هزارگزی شمال باختری میاندوآب و بیست هزارگزی شمال باختری شوسه ٔ میاندوآب به مهاباد واقع است . جلگه ای معتدل است و ٤١٨ تن سکنه دارد آب آن از سیمینه رود و محصول آن غلات و چغندر و حبوبات است و شغل اهالی آنجا زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
تپه رش . [ ت َپ ْ پ َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان قلعه کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان است که در بیست و یکهزار و پانصد گزی خاور سنقر و کنار راه فرعی سنقر به اسدآباد واقع است کوهستانی و سردسیر است و ٢٣٥ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چشمه است و محصول آنجا غلات و حبوبات و دیمی و کتیرا است و شغل اهالی زراعت و قالیچه و جاجیم و پلاس بافی است . راه فرعی بسنقر دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
تپه رش . [ ت َپ ْ پ َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ذهاب بخش سرپل ذهاب شهرستان قصر شیرین است که در شش هزارگزی شمال سرپل ذهاب و دو هزارگزی سراپله واقع است دشتی گرمسیر و مالاریائی است و ٢٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از نهر ولاش و محصول آنجا غلات و برنج و صیفی و لبنیات و توتون است . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد و در تابستان اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).