تژده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تژده . [ ت َ دَ / دِ ] (اِ) مزد گندم آسیا کردن . ◄ اجرت آسیا ساختن و تیز نمودن آسیا باشد. ◄ دندانه های کلید. ◄ غنچه ٔ گل . ◄ غنچه زدن برگ باشد از درخت یعنی سربرآوردن از درخت . (برهان ) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء). و رجوع به ترده و تزده و تژده شود.