تکان دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکان دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) از جای خود حرکت دادن و راندن و لرزانیدن وجنبانیدن . (ناظم الاطباء). ◄ جنبانیدن چنانکه دوای مایع را در شیشه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ به زیر و بالا بسختی و شدت پیاپی حرکت دادن، چنانکه فرش قالین را برای فروریزانیدن گرد انباشته ٔ درون تار و پود آن . (یادداشت ایضاً). ◄ افشاندن . افشانیدن . نفض . (یادداشت ایضاً).