تکشیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکشیف . [ ت َ ] (ع مص ) آشکارا کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ برهنه نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ اکراه کردن کسی را به اظهار امری . (از اقرب الموارد). به ستم برهنه و آشکارا کنانیدن، یقال : کشفته ُ عن کذا؛ ای اکرهته ُ علی اظهاره . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ).