تکفل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ کَ فُّ) [ ع. ] (مص ل.) کفیل شدن، متعهد گشتن.مترادفها و واژههای مرتبطتعهد، تقبل، ضمانکفالت، سرپرستیکفالت کردن، کفیل شدن، متعهد شدن، پایندانی کرن، بهعهدهگرفتنواژه قبلی: تکعیبواژه بعدی: تکفیر