تکل
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تَ کَ) (اِ.) ۱- گوسفند شاخ دار. ۲- جوان بلندقد.
(تَ کْ لْ) [ انگ . ] (اِ.) گرفتن یا دور کردن توپ از پای حریف یا دراز کردن پا در حالتی که بدن تقریباً به حالت خوابیده و موازی با سطح زمین درآید.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تَ کَ) (اِ.) ۱- گوسفند شاخ دار. ۲- جوان بلندقد.
(تَ کْ لْ) [ انگ . ] (اِ.) گرفتن یا دور کردن توپ از پای حریف یا دراز کردن پا در حالتی که بدن تقریباً به حالت خوابیده و موازی با سطح زمین درآید.